حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

133

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

و جنگ كردند تا كشته شدند . اينگروه همه از بهترين حافظان و قاريان قرآن بودند . جنگ بنى نضير راجع بجنگ بنى نضير تمام مورخان اتفاق دارند كه علت آن توطئه يهوديان براى قتل پيغمبر بود . يكى از مسلمانان دو كس را بخطا كشته بود و چون ميان مسلمانان با يهوديان بنى نضير پيمان دوستى بسته شده بود و بموجب آن ميبايستى طرفين در پرداخت ديه مقتولان به خطا شركت كنند پيغمبر بنزد آنها رفت تا براى پرداخت ديه آن دو كس از آنها كمك بخواهد ، وقتى مقصود او را بدانستند گفتند : " البته ما ترا كمك ميكنيم . " پس از آن يهودان از نزد او برفتند تا درباره پرداخت سهم خود از ديه دو مقتول اقدام كنند . يكى از آنها گفت : " هرگز محمد را چنين آسان بدست نخواهيد آورد " در آنوقت پيغمبر پهلوى ديوار يكى از خانه‌هاى يهود نشسته بود . يكى از يهودان وقتى اين سخن را شنيد گفت : كى ميتواند از بالاى اينخانه سنگى بر سر او بيندازد و ما را از دست او راحت كند ؟ عمرو بن جحاش گفت اين كار از من ساخته است و بالاى بام رفت تا سنگ بر سر محمد اندازد كه با گروهى از اصحاب خود پاى ديوار نشسته بود . محمد بوسيله الهام از قضيه خبر يافت و از پيش ياران خود برخاست و بىآنكه كسى را خبر كند راه مدينه را پيش گرفت . ياران پيغمبر مدتى در انتظار او بودند همين كه آمدنش به طول انجاميد بجستجويش برخاستند يكى بدانها خبر داد كه محمد را در حال ورود بمدينه ديده است آنها نيز راه مدينه را پيش گرفتند و علت عزيمت نابهنگام را از محمد پرسيدند . وى داستان توطئه يهودانرا كه به دو الهام شده بود با آنها در ميان نهاد و گفت كه براى پيكار يهودان آماده شوند پس از آن با گروهى از مسلمانان براى جنگ يهودان بنى نضير حركت كرد . يهودان در منازل خويش حصارى شدند و مسلمانان آنها را محاصره كردند . اين محاصره شش روز طول كشيد . محمد براى آنكه يهودان را بتسليم وادار كند فرمان داد تا نخلهايشان را قطع كنند و بسوزانند .